سلام دوستان
بیاید همگی برا کم کردن روی دشمنای اسلام بریم با اشتیاق رای بدیم
آفتاب مهربانیبیا از چشم هایم پرده بدار
سلام دوستان بیاید همگی برا کم کردن روی دشمنای اسلام بریم با اشتیاق رای بدیم سلام به دوستان عزیزخواسته بودید مطلب جدید اضافه کنم. ولی متاسفانه چند تا مشکل وجود داره یکی این که وبلاگم گنجایش بیشتر از سی تا پست رو نداره. از طرفی یه وبلاگ جدید ساختم و اونجا مطالب جدید رو می نویسم. www.beyat-ba-ghadir.blogfa.com دوستان برام دعا کنید این روزا خیلی آشفته هستم. برام دعا کنید. یا ابا صالح ادرکنی...:-(
محض یار مهربان آن مونس و آرام جان ناله از دل سر دهم وز هجر او اشکم روان کاش می گشتی عیان ای شمس هستی بخش جان می نمودی زنده دلهای تمام انس و جان -------------------------------------- منم از انتخاب شدن وبلاگم خیلی خیلی خوشحالم.
معرفي حضرت مهدي به دو زبان فارسي و انگليسي امام زمان(ع) امام دوازدهم مسلمانان است.او کسی است که ازدوران کودکی در غیبت به سر می برده و غیبت کبری او هنوز هم ادامه داشته وتا زمانی که خداوند اجازه ندهد-باز هم ادامه خواهد داشت.امام زمان در بین مسلمانان از ارزش و احترام خاصی بر خوردار است شاید یکی از دلایل آن این است که او آخرین منجی بشریت و آخرین کسی است که می تواند بشر را از ظلم و فساد و تباهی کنونی نجات دهد.پس برای فرجش دعا کنیم. - Imam-e-zaman is the twelveth imam for -Muslims and he was in absence from his child -times.And his long absence continued now.And it isn’t going to finish without ALLAH permit. He is the end Pedeemer for mankind. And he is someone who just he can reclaims mankind of opression and spoil.Because of it Muslims have much value for him. امام زمان کیست؟ نام مبارک:نام مبارک ایشان(محمّد) است.واین نامی است که پیامبراکرم (ص) برای او پسندیده است.پیامبر اسلام درباره او می فرماید: مهدی(عج) از فرزندان من است و نام او هم نام من است.ومی فرماید:امام زمان از نظر شکل و شمایل شبیه ترین کس به من است. Who is mahdi His name:His holy name is ((MOHAMMAD((The holy prophet of Islam(PEASE BE UPON HIM)chose. it for him and said:Mahdi*s name likes my name and he likes me very much in treat to other people and be kindly to popular poeple abd etc.THE holy prophet in this sayings wantsto says that Mahdi -a person will many next years after him. القاب:ایشان القاب فراوانی دارند-از جمله: مهدی - منصور- صالح - صاحب الزمان - ولی الله - حجة الله - قاءم باامرهِ و ... . Sobriquets: He has many sobriquts.For example: MAHDI- MANSOUR- SALEH and etc. نام پدر:پدر آن حضرت امام حسن عسگری-امام دازدهم مسلمانان است. Father’s name:His father is imam HASSAN- E-ASKARI.(eleventh imam for Muslims) نام مادر:مادرآن حضرت ((نرجس)) نام داشتند. ایشان دختر یکی از نوادگان روم به نام یشوعا بودند. از القاب ایشان می توان به سوسن - صیقل و حکیمه اشاره کرد. Mother’s name:His mother was((NARJES)).Narjes was daughtar of one of the king*ssons-the king of ((RUM)) سال تولد:امام زمان در سال ۲۵۵هجری شمسی دیده به جهان گشودند. Born year:He borns in 834 A.D . محل تولد:امام زمان در شهر سامرا و در منزل پدرش دیده به جهان گشوده اند. Born place:He borns in SAMARRA(in Iraq( and in his father’s house. مطالبی در باره زندگی ایشان: دوران زندگی: زندگی ایشان به سه قسمت تقسیم میشود: ۱.از هنگام تولد تازمان فوت پدربزرگوارشان که جمعآ ۵ سال می باشد. یعنی ازسال ۲۵۵ تا ۲۶۰ هجری قمری. ۲.از سال۲۶۰ تا۳۲۹هجری قمری که حضرت از طریق نواب چهارگانه خود با مردم در ارتباط بود.و آن ها را راهنمایی می کرد. ۳.از سال ۳۲۹هجری قمری غیبت کبری آغازشده و تا زمانی که خداوند اجازه ندهد پایان نمی پذیرد. Some information about Mahdi: Life ages:His life has three parts: 1.From his birthday to when his father died. It means from 834 A.D to 839 A.D . 2.From 839 A.D to 918 A.D that he was in communication with popular people by his deputys.And in this wayhe guided them and answered to their questions. 3.From 918 A.D his long absence started. اهداف امام زمان پس از ظهور: مهم ترین هدف امام پس از ظهور تثبیت حاکمیت دین اسلام در جهان است که به همین منظورمهدی (عج) از غیبت کبری خارج می شود.در مرحله بعد امام با کمک ۳۱۳نفریارمخصوص خود،که از بهترین وبا تقوا ترین مردم آن زمان انتخاب می شوند،به جنگ با ظالمان و زورگویان وفاسدان پرداخته وآنها را محو و نابود می کنند. پس از ازمیان رفتن شیاطین،طبق روایات، وضع زندگی مردم بسیاربهتراززمان کنونی خواهد شد.و اعمال ناپسند از بین خواهند رفت. Mahdi’s tragets after outburst:Oneof his first tragets is provering Islam lia- bility in the world.Inthe nextstage he wants to riases the bad kinds of human.After that -after riasing the tempters- the situation of people’s life.will be more better than before.(Tray cabals) So we understand ((MAHDI)) is redeermer for human. The best REDEEMER for human. احادیثی از حضرت مهدی(عج): ۱.هیچ چیز مثل نماز،بینی شیطان را به خاک نمالیده است. Some says about MAHDI: 1.Nothing about prayers cannot smites tem-pter ۲.برای تعجیل در فرج دعا کنید. 2.Please voite for posting outburst. ۳.مومن کسی است که در نبودن اشخاص، حقوق آنها را رعایت می کند. 3.Believer respects the right of the people in their absence. ۴.شخص مسلمان از زور گویی،دروغ وناىاني مي پرهیزد. 4.A believer person avaids coereion،ignoran-ce،lies. ۵.مسلمان جز به راست سخن نمی گوید. 5.He says nothing but truth. ۶.مسلمان همیشه ستم دیده را یاری می کند. 6.He always helps the oppressed persons سيره امام مهدى ، همچون سيره همه پيامبران و رهبران راستين
امام مهدى عليه السلام ، چون همه پيامبران و رهبران راستين و شايسته الهى ، بسيار ساده زيست است ، لباسهاى درشت و كم بها مى پوشد. و خوراك خشك و ناگوار مى خورد. با آسايش و تن آسايى هيچ آشنايى ندارد، با كام و كامورى بيگانه است . چون پيامبران از هرگونه تعظيم و بزرگداشت و ستايش پرهيز دارد. و به معناى واقعى كلمه ، زاهد است ، و جز به ضروريات اين زندگى - در حد بسيار پايين آن - تن نمى دهد، و در سطح پايين ترين طبقات ، بلكه دشوارتر از آنان زندگى مى كند. در زهد ورزى و وارستگى امام مهدى عليه السلام را به حضرت يحيى عليه السلام تشبيه كرده اند، زيرا كه آن پيامبر بزرگ زاهدترين و عابدترين مردم زمان خود بود. امام قائم عليه السلام نيز زاهدترين و عابدترين مردمان است . ديگر بار اخلاق و رفتار والاى پيامبران و امامان آشكار مى شود، و امام مهدى عليه السلام تجلى دوباره زندگى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ، و امام على عليه السلام و ديگر امامان عليه السلام است ، و لباس و خوراك و خانه و كاشانه او يادآور لباس و خوراك و خانه كوچك و بينهايت ساده پيامبر صلى الله عليه و آله و امام على عليه السلام است . آرى ! رهبرى جامعه انسانى چنين سيره و روشى را نيز لازم دارد، و در فكر آسايش خلق بودن و لحظه اى براى آنان نياسودن ، شرط اصلى آن است . آنان كه در زندگى هاى مرفه و آسوده بسر مى برند، و با شادى و شادخوارى روزگار مى گذرانند، و دم از آسايش خلق و رفاه توده هاى رنجديده انسانى مى زنند، راهى به گزافه مى روند و سخنى ياوه مى گويند، و ادعايى پوچ و پوك دارند. در احاديث ما كه ترسيمگر وضعيت زندگى شخصى آن امام بزرگ است ، بر همانندى و همسانى زندگى وى با زندگى بسيار ساده امام على عليه السلام - و همچنين زندگى بسيار ساده پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله - تاءكيد شده است .
مولای من که وارث کوه مصا ئبی روح ظهور داری و گویند غا ئبی مولای من که بیرق عباس دست توست معنای عشق پاک خدا چشم مست توست مولای من که پهلوی زهرا نشسته ای از جور کین و فتنه ایام خسته ای مولای من که وارث فریا د حیدری در خا نقاه سرخ شها مت قلند ری از حسن،آتشی به دل شیعیان زدی آئینه تمام نمای محمدی آری تو ناز داری و نازت کشید نی یک جلوه کن که آن گل رخساردید نی است این جلوه رخت زده آتش به جان گل عشق محمدی ونشا نت نشان گل مردم در این امید که پیدا کنم تو را یک جلوه کن که سیر تماشا کنم تو را در حجم زرد فتنه و بیداد این جهان ما ما نده ایم وعشق تویا صاحب الزمان ما مانده ایم و بار گناهان بی شمار افتاده در خزان و جدا مانده از بهار مولا ظهور کن که زمین آسمان شود پاک از قدوم ظلم تمام جهان شود
مولا ظهور کن که ولی دل پریش توست تنهاست نائب تو علی، دل پریش توست مهدی ظهور کن که دل لاله ها شکست نای تمام چلچله هایت به خون نشست مهدی ظهور کن که طراوت زباغ رفت از شام سرد و تیره د وران چراغ رفت در چشم جاودانی تو خون لاله ها ست در دست آسمانی تو تیغ مرتضا ست حل بحران بيكارى در عصر امام مهدى عليه السلاممـشكل بيكارى از بلاهاى اجتماعى است و بطور آشكار و تاءسف بارى در سراسر جهان بصورت گوناگونى گسترش يافته است و از مشكلات پيچيده است كه بسيارى از مردم از رنـج مـى بـرنـد و آمـار آن بـصـورت دهـشـتـبـارى در حال افزايش است . ايـن مـشـكـل اجـتـماعى آثار و ره آورد وخامت بارى در جامعه بر جاى مى گذرد و در دامان خود هـزاران ضـد ارزش و رذايـت اخـلاقـى و انـحـراف عـقـيـدتـى و عقده هاى روانى مى پرورد و جناياتى چون سرقت ، غارت و تجاوز را به ارمغان مى آورد. بـيـكـارى باعث مى شود كه بسيارى براى وقت گذرانى به كوچه و بازار و رستورانها روى آورنـد بـه ناموس مردم نگاه كنند و به ياوه گويى و متلك پرانى و... به دختران و زنـان بـپـردازنـد و عـمـر خـويـش را در كـارهـاى بـى ثمره و زيانبار همچون : غيبت ، تهمت تراشى ، پرده درى و... تلف نمايند. با اينكه اسلام ، سستى و تن پرورى و بيكارگى را سخت نكوهيده مى داند و همگان را به كار و تلاش و نشاط و تحرك فرا مى خواند، بدبختانه اين آفت در كشورهاى اسلامى نيز آشـكـار اسـت . و عـامـل آن نـيـز چـيـزى جز مقررات ضد اسلامى حاكم بر اين كشورها نيست . مـقـرراتـى كـه آزادى مـردم را در جـلوه هـا و ابـعـاد گـونـاگـون سركوب مى كند و جز با شرايط سخت و مالياتهاى سنگين و قيد و بندهاى اسارتبار، اجازه كار و تجارت و... به مردم نمى دهد. در بـرخـى از كـشـورهـا و در قلمرو برخى دولتها به فرد تنها هنگامى اجازه كار داده مى شود كه از نظر نژاد و مليت با آنان هماهنگ باشد چنانكه گويى فردى كه از نظر نژاد و مليت از آنان نيست ، نه انسان است و نه از حق حيات و كار و معيشت برخوردار است . در برخى كشورها، به فرد، تنها پس از پايان خدمت نظام و يا رسيدن به مرحله خاصى از عمر، اجازه كار مى دهند... به هر حال عوامل بيكارى و اسباب آن بسيار است و ما در اينجا نمى خواهيم اين بحث را بصورت گسترده بياوريم . ...امـا در عـصـر حـاكـمـيـت امـام مـهـدى عـليه السلام بحران بيكارى در همه چهره ها و ميدانها حـل مـى گـردد. و ايـن آفـت ويـرانـگـر، بـراى هـميشه از جامعه رخت برمى بندد، چرا كه آن اصـلاحـگـر بـزرگ و بـا كـفـايـت ، ايـن آفت اجتماعى را از بيخ و بن ريشه كن مى سازد و اسباب و عوامل آن را نابود مى كند. از ايـن رو در عـصر ظهور، آزادى در كار، مسافرت ، تجارت ، نوآورى ، ابداع و امكانات ، بـه هـمه مردم ارزانى مى گردد. و ميدان كار و تلاش و ابتكار براى همه استعدادها فراهم مـى شـود، مـاليـاتـهـا الغـاء مـى گـردد و مـلاكـهـا، مـعيارها و مقررات تبعيض نژادى بكلى بـاطل اعلان مى شود، چرا كه اسلام ، گرايشهاى نژادى و طبقاتى را به شدت همانگونه كـه امـيـرمـؤ مـنـان عـليـه السـلام در حـكـومـت عـادلانـه خـويـش در دستورالعمل جاودانه اى به مالك اشتر مرقوم داشت كه : ((الناس صنفان : اما اءخ لك فى الدين او نظير لك فى الخلق .)) يـعنى : هان اى مالك ! مردم دو گروهند: يا در دين با تو برادرند و يا در آفرينش با تو برابر. و بـر اين اساس است كه تمامى طبقات مردم در عصر ظهور در اوج نشاط و تلاش و رفاه و غنا زندگى مى كنند. و به بركت حكومت امام مهدى عليه السلام بحران بيكارى و فقر محو مى گردد و ره آورد شوم و ويرانگر آن نيز از جامعه زدوده مى شود. مدت حكومت درخشان امام مهدى
روشـن اسـت كـه مـا دوران حـكومت و سالهاى زمامدارى امام مهدى عليه السلام را تنها مى تـوانيم از طريق رواياتى كه حدود آن را بيان مى كند بشناسيم . و روايات رسيده در اين مورد مختلف است : 1 - دسـتـه اى از روايـات ، مـدت حـكـومـت او را، پـس از قـيـام جـهـانـى اش 7 سال عنوان مى سازد. 2 - بـرخـى از روايـات ، ايـن دوران درخـشـان را بـه حـدود 20 سال تعبير مى كند. 3 - دسته سوم از 70 سال سخن مى گويد. 4 - و رواياتى هم هست كه عدد ديگرى را نشان مى دهد. اما به نظر نگارنده ، روايات دسته دوم كه سالهاى حكومت آن حضرت ، پس از قيام براى اصـلاح جـهـان را، حـدود 20 سـال عـنـوان مى كند بيشتر است و بدان دسته بهتر مى توان اعـتـمـاد كـرد. چـرا كـه ايـن گـروه از روايـات از امـامـان اهـل بـيـت عليهم السلام كه خداوند آنان را از هر لغزش و اشتباه و پليدى ، پاك و پاكيزه ساخته ، رسيده است . اينك برخى از آن روايات : 1 - امام صادق عليه السلام در اين مورد فرمود: ((ملك القائم منا تسع عشرة سنة و اءشهرا.)) يـعـنـى : حـكـومـت درخـشـان و شـكـوهـبـار قـائم مـا، نـوزده سال و چند ماه خواهد بود. 2 - و در بيان ديگرى مى فرمايد: ((يملك القائم عليه السلام تسع عشرة سنة و اءشهرا.)) يـعـنى : قائم عليه السلام حدود نوزده سال و چند ماهى پس از قيام جهانى اش حكومت خواهد كرد. 3 - جـابـر بـن يزيد جعفى از حضرت باقر عليه السلام پرسيد كه : ((سرورم ! قائم عـليـه السـلام در روزگـار خـويـش چـه مـدت بـه تـدبير امور و تنظيم شئون امت و حكومت عادلانه جهانى مى پردازد؟)) حـضـرت فـرمـودنـد: ((از روز قـيـام او تـا رحـلتـش ، حـدود نـوزده سال ، فاصله است .)) روشن است كه اين روايت با دو روايت رسيده از امام صادق عليه السلام تناقض و تضادى نـدارد. چـرا كـه طـبق رواياتى كه در بخش ظهور آمد، قيام جهانى آن حضرت اندكى پس از ظـهـورش خواهد بود و قيام و ظهورش برخلاف پندار بسيارى در دو مرحله خواهد بود، نه يك مرحله . امنيت و آرامش در عصر ظهوردر جـهان معاصر جامعه هاى انسانى ، در شرايط سخت و طاقت فرسايى از نظر فقدان امـنـيـت و آرامـش در ابـعـاد گـونـاگـون حـيـات ، زنـدگـى مـى كـنـند. براى نمونه : سرقت امـوال و دارايى مردم از خانه ها و محلات ، سرقت ماشينها و سرقت بانكها بوسيله سارقان حرفه اى و باندهاى خطرناك ... . جـنـايـاتـى كـه راهـزنـهـا بـه آن دسـت مـى يـازنـد و هـر روز در جـايـى امـوال و هـسـتـى مـردم را بـه غـارت مـى برند، آدم رباييهاى رنگارنگ ، از ربودن كودكان گرفته تا زنان ، باجگيريها و... همه و همه بارز فقدان امنيت مالى و جانى در جامعه هاى انسانى است . در برخى كشورها، دلهره و وحشت بطور كامل بر جامعه سايه افكنده و اين ترس و رعب در شامگاهان به اوج خود مى رسد، بطورى كه اگر درب خانه اى بصدا در آيد اضطراب و دلهره ، صاحب خانه و خانواده اش را پيش از شناختن كسى كه درب را بصدا در آورده است ، سخت فرا مى گيرد. اما در عصر ظهور امام مهدى عليه السلام ترس و دلهره در همه چهره هايش نابود مى گردد و امنيت و آرامش بر كران تا كران كره زمين سايه گستر و حاكم مى شود و بشريت در جوى از صلح و اطمينان خاطر و آسايش و آرامش فكرى زندگى مى كند. يـك پـرسـش : سـؤ ال ايـن اسـت كـه : ((چـگونه نعمت گرانبهاى امنيت و آرامش بر سراسر گيتى و بر جانها و دلها حاكم مى گردد؟)) پـاسـخ : بـراى دريـافـت پـاسـخ ، مـا بـايـد نـخـسـت ، عـوامل و اسبابى را كه باعث زوال و آرامش و امنيت مى گردد بشناسيم تا پس از اين مرحله ، دريابيم كه امنيت و آرامش چگونه در روزگار درخشان آن حضرت تحقق مى يابد.![]() حيات فرهنگى در عصر امام مهدى عليه السلامدر عصر درخشان امام مهدى عليه السلام حيات فرهنگى به گونه اى شكوفا و بارور مـى گـردد كـه در سـراسـر تـاريـخ ، نـمونه اى نخواهد داشت و دانش و فرهنگ و معنويت ، بـويـژه عـلوم دينى و احكام و مقررات و معارف انسان ساز اسلام در سراسر گيتى بسط و گسترش مى يابد و چرخهاى فرهنگ و آگاهى و شناخت با سرعت وصف ناپذيرى به حركت مـى افـتد. و روشن است كه تغيير و دگرگونى ژرف و شكوهمندى در اين بعد از زندگى بشريت ، حاصل مى شود. خدا مى داند كه اين تحول مطلوب و مترقى چگونه خواهد بود اما به نظر مى رسد بسيارى از كـتابهاى فقه و حديث ، نوسازى گردد و نقش بسيارى از موضوعات كتابهاى اصولى بـه پـايـان بـرسـد، چـرا كـه امـام مـهـدى عـليـه السـلام قـواعـد عـمـومـى بـراى دريـافت مـسـايـل شرعى و مقررات دينى را بيان مى كند و در پرتو همانها دانشمندان از بسيارى از بحثهاى اصولى و قواعد آن بى نياز مى گردند. كـتـابـهـاى مـربـوط بـه شرح حال راويان احاديث كه به كتابهاى رجالى مشهورند و نيز شرح حال و بيوگرافى آنان و تقسيم بندى روايات به صحيح و ضعيف و اصطلاحاتى از اينگونه ، همه و همه نقش شان به پايان مى رسد؛ چرا كه اين بحثها بيشتر به حدس و ظـن تـكـيـه دارد و در عصر غيبت و بخاطر نرسيدن دست مردم به امام معصوم عليه السلام مـورد اسـتـفـاده قـرار مى گيرد. امام در عصر ظهور، مردم به مقررات و احكام قطعى دست مى يابند و از اينها بى نياز مى گردند. و نـيـز در عـصـر ظهور، بيشتر كتابهاى تفسيرى از اعتبار ساقط مى شود چرا كه مردم با رشـد فـكـرى و ژرف نگرى برخاسته از فرهنگ عصر ظهور، به تفسيرهاى برخاسته از نـظـرات افـراطـى افراد، بهايى نمى دهند. از اين رو تنها تفاسير برخاسته از روايات رسيده از پيامبر و اهل بيت عليهم السلام باقى مى ماند. هـمـيـن گـونـه قـرائتـهـاى مـخـتـلف از شـريـف كـه دليـلى بـراى آنـهـا نـازل نـشـده است ، برداشته مى شود، چرا كه قرآن و قرائت صحيح آن را ـ به گونه اى كـه بر قلب مصفاى محمد صلى الله عليه و آله فرود آمده است ـ از امام مهدى عليه السلام مـى آمـوزنـد و تـفسير و پيام و مفهوم آن را، آنگونه كه خدا اراده فرموده است مى شناسند و بـر معارف بلند و راز و رمز و شگفتيهاى آن كه همچنان ناشناخته و پوشيده است ، آگاهى مـى يـابـنـد. و نـيـز جـامـعـه از بـسـيـارى از دانـشـهـاى جـديـد، هـمـچـون فـلسفه كه ثمره خيال پردازى است ، بى نياز مى گردد. و خلاصه اينكه : دانش و بينش و آگاهى و شناخت صحيح و مفيد و سازنده و كارگشا در هر خـانـه گسترش مى يابد و حلقه هاى درس و بحث براى زن و مرد در كران تا كران جامعه بزرگ بشرى برقرار مى شود. پيروزي بدون خونريزي مهدياز ويـژگـيـهـاى حكومت الهى حضرت مهدى ، پيروزى بدون خونريزى است . و حمام خونى كه جهانگيران جهان از قبيل اسكندر و چنگيز و تيمور براى كشور گشايى به پا كردند، در حكومت جهانى حضرت مهدى منتفى است . حـكـومت حضرت مهدى ، جهانگيرى و جهانگشايى نيست ، بلكه جهانبانى و جهانمدارى است و ايـن ويژه حكومتهاى الهى است كه در هر سه حكومتها تحقق داشته و قدرت حكومت ، با مهر و رحمت همراه بوده است. بـه يـقين روزى خواهد رسيد كه حكومت الهى حضرت مهدى ، جهان و جهانيان را زير پوشش خـود قـرار خـواهـد داد بدون آن كه خونريزى در كار باشد، بشر به حسب فطرت از آغاز پـيـدايـش خـود، خـواهـان بـر پـايى عدل بوده و هست ولى اين خواسته فطرى ، براى بر پايى حكومت عدل كافى نيست . چنانچه حكومت عدل را با زور سر نيزه نمى شود به پا كرد؛ چون ظلم به جز ظلم نخواهد زايـيـد و قـداسـت هـدف ، مـبـرر وسـيله نخواهد بود. ولى هنگامى كه خواسته فطرى بشر، اشتداد پذيرفت و به مرتبه شوق رسيد و فاعليت پيدا كرد، آن وقت است كه زمينه براى بر پايى حكومت عدل عالمگير مهدى آماده شده است .
اشـتـداد خواسته فطرى بشر، وقتى است كه ظلم و ستم بسيار شود و بشر از آن به تنگ آيـد تـا خـواسـته فطرى او فاعليت پيدا كند و او را بر انگيزد كه شب و روز در راه پيدا كـردن عدل گام بر دارد و موانع رسيدن به آن را يكان يكان از ميان بردارد. تا به هدف برسد. در اين هنگام ، قائدى توانا و بزرگوار و شناخته شده ، قدم در ميان خواهد گذارد و حكومت عدل را بر پا خواهد كرد. و نـخستين حكومت عدل در نقطه اى از جهان بر پا خواهد شد و درخشندگى پيدا خواهد كرد و هـمـسـايـگـان از آن آگـاه خواهند شد. يكان يكان به سويش مى شتابند و الحاق خود را به حـكـومـتـش اعـلام مـى دارنـد. نـوبـت بـه جـهـانـيـان مـى رسـد و مـلتـهـاى جـهـان از آن اسـتـقـبـال مـى كـنـنـد و بـا جـان و دل مـى خـواهـنـد كـه در ظل حكومتش قرار گيرند. چـنـيـن حـكـومـتـى درسـت بـرخـلاف جـهـانگيرى جهانگشايان خواهد بود؛ چون آنها مى خواهند كشورهاى ديگر را تسخير كنند و ملتها با آنها مى جنگند و از خود دفاع مى كنند و پيروزى جهانگشا، با خونريزى محقق مى شود. بـر پـا كـنـنـده عـدل را مـلتـهـاى جـهـان ، خـواسـتـارش هـسـتـنـد تـا در ظـل حمايتش قرار گيرند. و پيروزى عدالت به دست مهدى در سراسر گيتى محقق مى شود و حـكـومـت الهـى بـه جـاى حـكـومـتـهـاى بـشـرى مـى نـشـيـنـد و جـهـان پـر از عدل و داد مى شود و خواسته همگانى خلق ، تحقق مى پذيرد. خداى خلق هم وعده و مژده داده است كه چنين روزگارى خواهد آمد. از ويژگيهاى خاص حكومتى الهـى آن است كه در اين حكومتها اقليت و اكثريت وجود ندارد؛ همگان در آن يكسانند و حكومت ، حـكـومـت مـردم اسـت . پـيدايش اقليت و اكثريت در حكومتها، يا نژادى است و يا مذهبى ، مساوات نـژادى ، اقـليـت و اكـثـريـت نـژادى را از مـيـان بـر مـى دارد؛ چـنـانـچـه عدل شمولى ، اختلافات مذهبى را مى شويد و به دريا مى افكند. زندگى امام مهدى چگونه به پايان خواهد رسيددر ميان عالمان و محدثان شيعه ، اين سخن پيامبر شهرت دارد كه فرمود: مدعيان دروغينسخن از امام مهدى عليه السلام و اعتقاد به وجود گرانمايه او مساءله جديد يا پديده نوظهورى نيست بلكه ريشه قرآن دارد و سابقه تاريخى آن به عصر رسالت باز مى گردد.
وظايف منتظران 1- معرفتِ امام: انتظار مهدي در ايران اسلاميچند سالي است كه بحث از ظهور منجي موعود با سرعت و شتاب در ميان تمامي ملل و مذاهب سراسر جهان رو به گسترش است .
همه ساله در نيمه شعبان و اخيرا هم در 9 ربيع الاول جشنهايي بر پا ميشود و هر كس بنوعي سعي در اظهار ارادت به مهدي (عج) و شاد كردن ديگران دارد اما آيا فقط يك روز در سال براي اين مناسبت مهم كافي است ؟ آيا لازم و واجب نيست كه ما دهه مهدويت را داشته باشيم كه در اين دهه مردم ده روز را به جشن و چراغاني و مجالس شاد بپردازند و از طرفي مسئولين نيز اين فرصت را غنيمت شمرده و ضمن ترتيب دادن سمينارها و همايشهاي متعدد در سراسر كشور مردم را هرچه بهتر با فرهنگ مهدويت و فرهنگ انتظار كه بسيار نقش سازندگي دارد آشنا سازند؟ برداشت خطرناك از اعتقاد به ظهور مصلح در يهود صهيونيزممسيحي كه يهوديان در انتظاراو هستند با مسيحي كه مسيحيان درانتظاراوهستند تفاوت ميكند ؛ مسيحي كه يهوديان در انتظار اوهستند براي آن است كه همواره يهوديان برجهان كه مسيحيان هم در آن هستند حكومت كند اما اينجاست كه صهيونيست يهودي و صهيونيست مسيحي يعني يهودياني كه درگروههاي مسيحي نفوذ كرده اند بهم مي رسند و مفهوم اين نقطه اشتراك اين است كه بايد شرايط و زمينه را براي بازگشت حضرت مسيح فراهم كرد؛حال اين شرايط و زمينه ها چيست؟ |
||
Stats